فانــوس خیس

و خدائی که در این نزدیکیست ، لای این شب بو ها ، پای آن کاج بـلند . . .
پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ب.ظ

جرقّه های محـال . . .

و در کــدام زمین بود

که روی هـیچ نشستیم

و در حـرارت یـک سیب دست و رو شستیم؟

جرقه‌های محال از وجود برمی‌خـاست

 کجـــا هراس تماشا لطیف خواهد شـد

و ناپدیدتر از راه یک پرنده به مـــرگ؟



نوشته شده توسط مسافر . . .
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

فانــوس خیس

و خدائی که در این نزدیکیست ، لای این شب بو ها ، پای آن کاج بـلند . . .

فانــوس خیس

سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد

ایستادم تا دلم قرار بگیرد

صدای پر پری امد

و در که باز شد

من از هجوم حقیقتــــــ به خاکــــــ افتادم . . .

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

جرقّه های محـال . . .

پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ب.ظ

و در کــدام زمین بود

که روی هـیچ نشستیم

و در حـرارت یـک سیب دست و رو شستیم؟

جرقه‌های محال از وجود برمی‌خـاست

 کجـــا هراس تماشا لطیف خواهد شـد

و ناپدیدتر از راه یک پرنده به مـــرگ؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی